دوره متوسطه دوم پسرانه - کاشمر
امروز    ساعت:
ویژه ها
نظر سنجی
مقالات دانش پژوهان ---> حضرت زینب کبری (س) { منبع:http://www.abdulazim.com و www.iaut.ac.ir/, }

زینب کبری(س)

زينب كبرى(س) ،(محدث، متوفى قرن 1 ه) دختر امير المؤمنين على عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام.فضيلتهاى بانو زينب عليها السلام مشهور تر از آن است كه نيازى به ذكر آن باشد.نام مباركش به وسيله جبرئيل عليه السلام بر رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه شد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: حاضران و غايبان را وصيت مى‏كنم كه حرمت اين دختر را پاس داريد، كه او مانند خديجه كبرى عليها السلام است.تمام فصحا و بلغا به فصاحت و بلاغت اين بانو اعتراف دارند.هرگاه لب به سخن مى‏گشود گويا على عليه السلام سخن مى‏گفت .امام سجاد عليه السلام به ايشان مى‏فرمود: يا عمه انت بحمد الله عالمة غير معلمة فهمة غير مفهمة.محبت و علاقه زينب نسبت به برادر عزيزش امام حسين عليه السلام، چنان بود كه روزى را بدون ديدار آن حضرت سر نمى كرد.در ايمان و فداكارى در راه دين و جهاد چنان شوقى داشت كه با تمام وجود در كنار امام و پيشوايش بود و پسرانش را در راه دين اهدا نمود .در عبادت، زهد، تقوا، جود و سخاوت سر آمد زنان زمان خويش بود.از مال و زينت و آسايش منزل همسرش چشم پوشيد و براى انجام وظيفه، به همراه برادر رهسپار شد.

   سخنان زينب عليها السلام پس از شهادت سالار شهيدان، و خطبه‏هاى آن حضرت در بازار كوفه و در پيش ابن زياد و دربار يزيد، چنان قوى و تكان دهنده بود كه همگان را به حيرت واداشت و مسلمانان را از خواب غفلت بيدارى كرد.وى رسالت خويش را كه زنده كردن دين جدش بود ـ به نيكى انجام داد.

   زينب عليها السلام در خضوع، خشوع، عبادت و بندگى، وارث مادر گرامى و پدر بزرگوارش بود .اكثر شبها را به تهجد صبح مى‏كرد و دائما قرآن تلاوت مى‏فرمود، حتى شب يازدهم محرم با آن همه فرسودگى و خستگى و ديدن مصيبتها، به عبادت مشغول شد، چنانكه حضرت سجاد عليه السلام مى‏فرمايد: در آن شب ديدم عمه ام در جامه نماز، نشسته مشغول عبادت است.

   ابن اثير نيز نام زينب عليه السلام را در زمره اصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله ذكر كرده، مى نويسد: «كانت زينب امرأة عاقلة لبيبة جزلة.»

   آيت الله خويى مى‏فرمايد: زينب شريك و همراه برادرش حسين عليه السلام در دفاع از اسلام و جهاد در راه خدا و دفاع از دين (شريعت) جدش، سيد المرسلين صلى الله عليه و آله بود .در فصاحت چنان بود كه گويا از زبان پدرش سخن مى‏گويد.در ثبات و پايدارى چون پدرش بود .نزد ظالمان و جائران خضوع نمى كرد و از كسى جز خداى سبحان نمى‏ترسيد.حق مى‏گفت و راستگو بود.علامه مامقانى او را از نساء حديث بر شمرده و مى‏نويسد: زينب! كيست زينب؟ تو چه دانى كه كيست زينب؟ او بانوى بنى هاشم است كه در صفات ستوده برترين است و كسى جز مادرش بر او افتخار و تفخر ندارد.

   در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله به دنيا آمد.كنيه اش، ام كلثوم، ام عبد الله و ام الحسن است، براى او كنيه‏هاى مخصوصى مانند: ام المصائب، ام الرزايا، ام النوائب و.. .ذكر كرده‏اند.پدر گرامى اش او را به ازدواج برادرزاده خويش عبد الله بن جعفر در آورد كه على، عون، اكبر، عباس، محمد و ام كلثوم ثمره اين پيوند مبارك اند.

 

منبع كتاب: بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1
نويسنده: معاونت پژوهش مركز حوزه ‏هاى علميه خواهران

زندگانی حضرت زینب سلام الله علیها

مقدمه
در خانه علی بن ابی طالب علیه السّلام از فاطمه اطهر سلام الله علیها فرزند دختری به دنیا آمد که او را زینب نام نهادند ، فرزندی که نه تنها زینت پدر شد ، بلکه در تاریخ پرفراز و نشیب پس از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم توانست در بزرگترین حماسه نبرد حقّ علیه باطل ، نقشی مهمّ و سرنوشت ساز داشته و پیام رسان انقلاب عاشورا باشد و برای همیشه تاریخ ، مسلمانان را مدیون فداکاری ، ایثار و شهامت خویش سازد .
زینب در خانه علی علیه السّلام قوّت قلب پدر ، انیس و مونس مادر و غمخوار برادرش حسین بن علی علیه السّلام بود و در عرصه اجتماع، پیام رسانی سترگ، سخنوری کم نظیر ، زاهدی شب زنده دار ، مجاهدی نستوه و الگوی کامل زن معرّفی شده در قرآن بود . او با شجاعتی تحسین برانگیز رو در روی یزید و درباریانش به قوّت و قدرت پیروزی حقّ و شکست باطل را اعلان نمود و فرمود :
«فَکِد کَیدَک واسْعَ سَعیَک ، فوالله لا تَمحوا ذکرنَا ، و لا تُمیتُ وحیَنا … »
یزید ! هر حیله ای که داری به کار گیر و هر تلاشی می توانی انجام ده ، سوگند به خداوند که هرگز نخواهی توانست نام و یاد ما را از ذهنها محو کنی و یا آیین و وحی ما را از میان برداری …» این سخنان را زن داغدیده ای بیان داشت که یزیدیان عزیزترین کسان او را با دلخراش ترین وضع ممکن به شهادت رسانده اند و خود سرپرستی زنان و کودکانی را برعهده دارد که دلهایشان داغدار و اشکهایشان جاری است .
دیری نپایید که پیروزی ظاهری و موقتی یزید به سرعت سپری شد و پرچم خونرنگ عاشورا به اهتزاز درآمد و انشاءالله تا همیشه تاریخ نیز در اهتزاز خواهد ماند .

زندگانی حضرت زینب سلام الله علیها
در اخبار و روایاتی که علمای شیعه و سنّی نقل کرده اند آمده است که فاطمه سلام الله علیها از امیرالمؤمنین علیه السّلام پنج فرزند سه پسر و دو دختر آورد . پسران آن حضرت حسن ، حسین و محسن علیهم السّلام و دختران ایشان زینب و امّ کلثوم بودند .
محسن در حالی که هنوز جنین بود در اثر ظلم و ستم به آن مخدره معصومه سقط شد . زینب و امّ کلثوم دو دختر آن حضرت نیز پس از رحلت مادر بزرگوارشان سالیانی چند زندگی کردند . امّ کلثوم پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام و حضرت زینب سلام الله علیها مدّتی پس ز واقعه جانگذاز کربلا دار فانی را وداع گفت .
زینب سلام الله علیها ، هم از نظر سنّ و هم از نظر مقام و فضیلت ، برتر از خواهرش امّ کلثوم و بلکه می توان گفت پس از مادرش فاطمه و جدّه اش خدیجه شریفترین و بزرگترین زنان اسلام بوده است . زندگانی پرماجرا و سخنان پرمعنا و خطبه های بلیغ و رسای او در طول مسافرت کربلا ، کوفه و شام و زهد و عبادت و سایر خصال عالی او بهترین گواه این مدّعاست . اینک شرح حال آن بانوی معظمه را با استفاده از منابع معتبر و به طور اختصار به رشته تحریر در می آوریم :

ولادت
در تاریخ ولادت زینب سلام الله علیها اختلاف است . در ریاحین الشریعه آمده است که میلاد آن حضرت را ، برخی پنجم ماه جمادی الاولی سال ششم ، بعضی اوایل شعبان آن سال ، بعضی در ماه رمضان و برخی دیگر در دهه آخر ماه ربیع الثانی و طبق نقلی ماه محرم سال پنجم هجرت ذکر کرده اند ولی هیچیک از این اقوال دلیل محکم تاریخی ندارد .
این عدم اتّفاق نظر در مورد تاریخ وفات آن مخدره نیز به چشم می خورد به طوری که برخی آن را در ماه رجب سال 62 و بعضی در چهاردهم رجب سال 62 دانسته اند .
همچنین در مورد محل دفن و قبر ایشان نیز اختلاف است . برخی قبر آن بانوی بزرگوار را در مدینه ، جمعی در شام و گروهی در قاهره پایتخت مصر می دانند .

نام و کنیه
«زینب» در لغت به معنای درخت نیکو منظر آمده و ممکن است مخفف «زینوأب» یعنی زینت پدر باشد . براساس متون تاریخی و روایات، امیرالمؤمنین دو یا سه دختر به نام «زینب» داشته که بانوی شجاع کربلا «زینب کبری» بوده است و چنان که شیخ مفید و برخی دیگر گفته اند «زینب صغری» همان خواهر مادری زینب یعنی «امّ کلثوم» بوده است ولی شیخ مفید ؛ در پایان کلام خود ، در زمره فرزندان علی علیه السّلام به زینب صغرای دیگری اشاره می کند که مادرش کنیز بوده است .
یکی از القاب حضرت زینب که در روایات هم آمده است «عقیله» یا «عقیله بنی هاشم» ذکر شده که براساس این نقل، زینب «امّ کلثوم کبرا» و خواهرش «امّ کلثوم صغری» است . با این حال در بسیاری از کتابها مانند «مناقب» ابن شهرآشوب و «شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید» خواهر آن بانوی معظمه را امّ کلثوم کبرا می دانند و برای زینب سلام الله علیها چنین کنیه ای ذکر نکرده اند .

دوران کودکی
دختر بزرگوار فاطمه سلام الله علیها در سن پنج یا شش سالگی مادر خود را از دست داد . لیکن با همین سنّ کم چنان تربیت شده بود که از فاطمه سلام الله علیها حدیث و روایت نقل کرده و برخی از تاریخ نویسان و محدّثان ، خطبه «فدک» را به نقل از همین بانوی بزرگوار یعنی حضرت زینب ذکر کرده اند . به عنوان نمونه ابوالفرج در مقاتل الطّالبین در شرح حال «عون بن عبدالله بن جعفر» می نویسد : «مادر عون زینب عقیله ، دختر علی بن ابی طالب است » سپس ادامه می دهد :
«زینب همان زنی است که ابن عبّاس خطبه فدک فاطمه سلام الله علیها را از او روایت کرده است و در آغاز خطبه گوید : این خطبه را عقیله ما زینب دختر علی علیه السّلام برای ما روایت کرد» .
از میان محدّثان ، مرحوم شیخ صدوق در کتاب «علل» در باب «علل الشّرایع و اصول الاسلام» بخشی از اوایل خطبه فدک را که در آن علل احکام ذکر شده نقل و سند آن را اینگونه ذکر می کند :
«حَدََّثنا مُحمّدُ بنُ موسَی بنِ المُتَوَکِّل ، قالَ : حَدَّثنَا عَلیُّ ابن الحُسَین السَّعْدآبادی، عَنْ اَحْمَد بنِ اَبی عَبْداللهِ البَرقی ، عَنْ اِسْماعیلَ بن مِهْران عَنْ اَحمَد بن مُحَمَّد ابنِ جابر ، عَنْ زَیْنَب بِنْتِ عَلیّ قالَتْ : قالت فاطمة سلام الله علیها فی خُطبَتِها … »
بر خواننده محترم پوشیده نیست که نقل چنین خطبه ای از طرف دختری در سن پنج یا شش سالگی و حفظ کامل آن با آن همه بلاغت و جامعیت ، نشانه کمال رشد، فهم ، علم و دانایی اوست و می توان گفت که ایشان عطیّه الهی بوده و ویژگی های خاصّی داشته است .
سخنان حضرت زینب سلام الله علیها در طول مسافرت کربلا ، کوفه و شام و خطبه ها و سخنرانیهایی که در فرصتهای مختلف در برابر ستمکاران و طاغیان آن زمان و مردم ایراد فرموده است ، نشان می دهد که علم ، دانش و کمال آن بانوی بزرگوار اکتسابی و از راه تحصیل و تعلیم نبوده است بلکه عنایت الهی و جنبه خارق العاده ای داشته است . دلیل این ادّعا کلام امام چهارم علیه السّلام است که پس سخنرانی زینب سلام الله علیها در کوفه ، آن حضرت خطاب به او فرمود :
«یا عَمَّه ! اُسْکُتی اَنْتِ بِحَمْدِاللهِ عالِمَةٌ غَیْرُ مَعَلَّمَة ، وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَة … »
[عمه جان ! آرام باش و سکوت اختیار کن که تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده و فهیمده ای هستی که کسی به تو فهم نیاموخته است.]

شمّه ای از فضایل حضرت زینب سلام الله علیها
عبادت
بی شک بزرگترین وسیله برای تقرّب به درگاه پروردگار متعال و وصول به مقام قرب و کمال ، عبادت و بندگی در پیشگاه مقدّس اوست و هر کس به هر مرتبه و مقامی که رسید از راه عبادت رسیده است . قرآن کریم نیز در سوره زمر هدف خلقت را عبادت ذکر کرده و می فرماید : {وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدُون } ؛ (سوره ذاریات ، آیه 56) [نیافریدم جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند !]
البته عبادت خدا صرفاً به خواندن چند رکعت نماز و یا انجام برخی عبادتهای بدنی و مالی محدود نمی شود ، بلکه معنای عبادت چنانکه علمای لغت ذکر کرده اند غایت خضوع و تسلیم و اظهار ذلّت (راغب در کتاب مفردات گوید: «اَلْعُبُودِیَة اِظْهارُ التَّذَلُّل ، وَ العِبادَةُ اَبلَغُ مِنْها لِاَنَّها غایِةُ التَذلَّل » [عبودیت به معنای اظهار ذلّت و خضوع است و عبادت معنای کاملتری دارد که همان غایت خضوع و اظهار ذلّت است . ] ) در پیشگاه خدای تعالی است که نماز و روزه و سایر اعمال مصادیقی از آن مفهوم کلی و راهی برای رسیدن به آن مقام عالی است که به دستور شرع مقدّس و رهبران اسلام باید انجام داد .
همچنین باید دانست که عبادت دو جنبه دارد : جنبه فعل و جنبه ترک ، و همانگونه که در مداوای یک بیمار پرهیز از برخی غذاها ، مهمتر از انجام کارهای لازم و خوردن دارو است ، در باب عبادت و رسیدن به کمال انسانیّت و هدف خلقت نیز ترک گناه مهمتر از بجاآوردن و انجام عبادتهای بدنی و مالی است . از همین رو در روایات آمده است : « اِنَّ اَشَدَّ العِبادَةِ اَلوَرَع » (اصول کافی ، (چاپ اسلامیه)، ج 3 ، ص 129-126) یعنی سخت ترین عبادتها ورع و خودداری از گناه است ، یا فرموده اند : «اَفْضَلُ العِبادَةِ العَفاف» یعنی بهترین عبادتها پاکدامنی و پارسایی است .
«نیشابوری» یکی از مورّخان نقل کرده است که : «زینب در فصاحت، بلاغت، پارسایی و عبادت همانند پدرش علی علیه السّلام و مادرش فاطمه سلام الله علیها بود » (بانوی شجاع قهرمان کربلا ، ص 61)
از برخی مورّخان دیگر نیز نقل شده است که : «تهجد و شب زنده داری زینب سلام الله علیها در تمام مدّت عمرش ترک نشد از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت شده که فرمود : در شب یازدهم محرّم عمه ام زینب را دیدم که در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است».
مرحوم «بیرجندی» در «کبریت احمر» می نویسد : از برخی مقاتل معتبره از امام سجّاد علیه السّلام نقل شده است که فرمود : عمه ام زینب با تمام مصیبتهایی که بر او وارد شده بود از کربلا تا شام هیچگاه نوافل خود را ترک نکرد.
همچنین روایت کرده است که چون امام حسین علیه السّلام برای وداع زینب آمد از جمله سخنانی که به او گفت این بود که فرمود : « یا اُخْتاه ! لا تَنْسِنی فی نافلة اللَّیْل» ؛ [خواهرجان! مرا در نماز شب فراموش نکن .]
درباره شب عاشورای زینب سلام الله علیها در کتاب مثیرالاحزان از فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام نقل شده است :
«وَ اَمّا عَمَّتی زَیْنَب فَاِنَّها لَمْ تَزَلْ فائِمَةً فی تِلْکَ اللَّیلَةِ أی عاشِرَة مِنَ المُحَرّم- فی مِحْرابِها تَسْتَغیثُ اِلی رَبَّها ، وَ ما هَدَأت لَنا عَیْنُ وَ لاسَکَنَتْ لَنا زَفْرَة »
[و امّا عمه ام زینب ، پس وی همچنان در آن شب در جایگاه عبادت خود ایستاده بود و به درگاه خدای تعالی استغاثه می کرد و در آن شب چشم هیچیک از ما به خواب نرفت و صدای ناله ما قطع نشد.]
حضرت سجّاد علیه السّلام فرمود :
«اِنَّ عَمَّتی زَیْنَب کانَتْ تُؤَدّی صَلَواتِها مِنْ قِیام ، اَلفَرائِضَ وَ النَّوافِلَ ، عِنْدَ مَسیرِنا مِنَ الکُوفَةِ اِلَی الشّامِ ، وَ فی بَعْضِ المَنازِل تُصَلّی مِنْ جُلُوس لِشِدَّةِ الجُوعِ وَ الضَّعْفِ مُنْذُ ثَلاثِ لَیال ؛ لاَنَّها کانَتْ تَقْسِمُ ما یُصیبُها مِنَ الطَّعامِ عَلَی الاَطْفالِ ، لِاَنََّ القَوْمَ کانُوا یَدْفَعُونَ لَکُلِّ واحِد مِنّارغیفاً مِنَ الخُبْزِ فِی الیَوْمِ وَ اللَّیلة »
[همانا عمه ام زینب همه نمازهای واجب و مستحب خود را در طول مسیر ما از کوفه به شام ایستاده می خواند و در بعضی از منزلها نشسته نماز خواند و این هم به جهت گرسنگی و ضعف او بود، زیرا سه شب بود که غذایی را که به او می دادند میان اطفال تقسیم می کرد ، چون که آن مردمان (سنگدل) در هر شبانه روز به ما یک قرص نان بیشتر نمی دادند .
آنچه آمد نمونه و گوشه ای از عبادتهای بدنی و انجام نمازهای واجب و نافله زینب بود . ضمناً بزرگترین خصلت نیک یک انسان ایثار و مقدم داشتن دیگران بر خود است که از این حدیث ، مقام ایثار زینب سلام الله علیها نیز معلوم می شود که چگونه سه شبانه روز به گرسنگی صبر می کند و سهم غذای خود را به اطفال خردسال و امام معصوم علیه السّلام می دهد !
از این جنبه که بگذریم ، خود همین مسافرت تاریخی و تحمل آن همه مرارتها و مصیبتهایی که در طول تاریخ بشیریت کم نظیر و یا بی نظیر است ،
- و قیام در برابر طاغوتها و ستمگران زمان و رسوا ساختن و محکوم کردن آنها ، با آن سخنان نافذ و خطبه های آتشین که اظهار هر جمله اش احتمال خطرهایی جانی برای خود او و دیگران داشت ،
- و درک و رشد دادن به مردم جاهل و نادان و یا بزدل و ترسویی که یکسره خود را در برابر یاغی زمان باخته و یا با مشتی درهم و دینار ، سعادت ابدی و آخرت خود را به دنیای ناپایدار و لذّت زودگذر جهان فانی فروخته بودند ،
- و بیدار کردن مردم بی درکی که گول تبلیغات دستگاه دیکتاتوری بنی امیه را خورده و امام حسین علیه السّلام را به عنوان اخلالگر ، لازم القتل می دانستند ،
- و رساندن پیام مقدّس حجّت زمان و سرور آزادگان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السّلام که جنایتکاران کوفه و شام خیال کردند آن ندای مقدّس را در میان شنهای تفتیده نینوا خاموش کردند ، به اقصا نقاط جهان، حتّی به گوش یهودیان و مسیحیان و بیگانگانی که در مجلس یزید برای تماشا یا تبریک آمده و اجتماع کرده بودند،
- و خلاصه انجام یک سلسله رسالتهای الهی و تاریخی که پشت مردان جهان در انجام آن خم می شد و از عهده شان خارج بود، هر کدام از آنها عبادت بزرگی بود که این بانوی بزرگوار و تربیت شده مکتب علی و زهرا علیهماالسّلام انجام آنرا به عهده گرفت و غایت خضوع و تسلیم خود را بدینوسیله به پیشگاه مقدّس پروردگار خویش اظهار داشت .
«فؤاد کرمانی» شاعر معاصر درباره تسلیم و رضای زینب می گوید :

تسلیم و رضا نگر که آن دخت بتول
در مقتل کشتگان چو فرمود نزول
شکرانه سرود کی خداوند جلیل
قربانی ما به پیشگاه تو قبول

فداکاری و جهاد در راه دین
ایمان به خدا آثار و لوازمی دارد و مسئولیتها و تعهداتی به دنبال می آورد که هر کس نمی تواند بدانها جامه عمل بپوشاند و به آثار و لوازم آن عمل کند . از جمله آن لوازم ، مبارزه و جهاد در راه پیشبرد این هدف مقدّس و پیکار با بی دینان و گذشت و فداکاری در این راه با مال و جان است خدای جهانیان این حقیقت را در ضمن آیاتی از جمله این آیه شریفه بیان فرموده است :
{وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللهِ وَ الَّذینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا اُولئِکَ هُمُ المُؤْمِنُونَ حَقّاً … ( سوره انفال ، آیه 74) }
[آنانکه ایمان آوردند و مهاجرت کردند و در راه خدا پیکار و جهاد نمودند و هم آنان که (مؤمنان را) پناه داده و یاری کردند ، مؤمن واقعی و حقیقی اینهایند …]
در جای دیگر فرموده است :
{اِنَّمَا المُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِم فی سَبیلِ اللهِ اُولئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ (سوره حجرات ، آیه 15)}
[براستی مؤمنان تنها کسانی هستند که به خدا و رسول او ایمان آوردند و پس از آن شک نیاوردند و به وسیله مال و جان خود در راه خدا جهاد کردند ، آنها راستگویانند .]
به همین دلیل است که خدای تعالی با مراتبی مجاهدان را بر دیگران فضیلت و برتری داده و می گوید :
{اَلَّذینَ آمَنوُا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِم دَرَجَةً عِنْدَاللهِ … (سوره توبه ، آیه 20)}.
[آنانکه ایمان آوردند و مهاجرت کردند و در راه خدا با مال و جان خویش جهاد کردند ، درجه آنان در پیشگاه خدا برتر و بزرگتر از دیگران است …]
و در آیه دیگر فرموده است :
{… وَ فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلَی القاعِدینَ اَجْراً عَظیماً (سوره نساء ، آیه 95) }.
[خداوند مجاهدان را بر خانه نشینان به پاداشی بزرگ فزونی بخشیده است ].
و منظور از جهاد همان جهاد و کوشش و پیکار در راه خدا و فداکاری و گذشت در این راه است ، و اینکار از هر کسی به نحوی ساخته است و تحت شرایط خاصی شایسته است ، و به همین جهت است که جهاد با شمشیر در میدان جنگ از زنها برداشته شده و بر آنها واجب نیست ، اما اگر از راههای دیگری که با ساختمان وجودی و عفت و شخصیّت آنان سازگار باشد بتوانند خدمتی در این راه انجام دهند یکی از نشانه های ایمان و کمال آنهاست و از این رو در شرح زندگانی سیده زنان جهانیان حضرت صدیقه کبری خواندیم که آن بانوی بزرگوار در راه مبارزه با بی دینان و بدعتگزاران از تمام فرصتهایی که پیش می آمد استفاده می کرد و تا جایی که مقدور بود از طریق سخنرانی و تذکّر و گفتگوی با صحابه ، خطرهایی را که به دنبال انحراف در رهبری و نافرمانی و سرپیچی از دستور پیغمبر احساس می کرد و مسلمانان را تهدید می نمود گوشزد فرمود ، و چون دید از این راه نتیجه مطلوب عایدش نمی شود حتّی از طریق گریه و ناله ، نارضایتی خود را از نظام حاکم و انحرافاتی که پیش آمده بود اظهار می داشت .
یادگار این بانوی بزرگ یعنی زینب کبری سلام الله علیها نیز وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه دین و پیکار و مبارزه با بی دینان به دوشش آمده و در این راه باید از مال و همسر و فرزند بگذرد و حتّی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند با کمال شهامت و فداکاری از خانه و کاشانه و همسر و زندگی دست کشید و فرزند و یا فرزندان خود را نیز برای قربانی به همراه خود به قربانگاه نینوا آورد و در همه جا ، یاری مهربان و دلسوز برای رهبر عالیقدر این قیام و نهضت مقدّس یعنی حضرت اباعبدالله الحسین «روحی و ارواح العالمین له الفدا» بود .
عصر عاشورا هنگامی که آن حجّت الهی به درجه شهادت رسید ، و مسئولیت عمده دیگری از این مبارزه مقدّس بر مسئولیت قبلی او افزوده شد و بار تازه ای از این رسالت سنگین به دوش این بانوی شجاع نهاده شد که با کمال شهامت و بزرگواری و گذشت و فداکاری همچون کوهی پولادین و سدّی آهنین در برابر دشمنان منحرف و گرگان خونخوار ضدّ دین و انسانیت قیام کرد و حتّی در موارد چندی جان فرزند برومند برادر و حجّت الله زمان یعنی حضرت سجّاد علیه السّلام را از مرگ رهانید . و در سخت ترین شرایط و پرخفقان ترین محیطها در برابر جنایتکاران و ستمگران بی دین بی مهابا و بدون هیچ واهمه از دین و آیین خود و مسلمانان دفاع کرد . هر کلمه از سخنان پُرمعنا و روحبخش او و نیز هر جمله از نطقها و سخنرانیهایش همچون تیر کاری و شهاب سوزانی بود که بر قلب دشمنان می نشست . او با کمال سرافرازی و موفّقیّت و بخوبی این مسئولیت سنگین را انجام داد و باری را که مردان بزرگ نمی توانستند به صورت دسته جمعی به منزل برسانند این بانوی با عظمت یک تنه و به تنهایی به منزل رسانید .

فصاحت و بلاغت
فصاحت و بلاغت این بانوی بزرگوار را می توان به وسیله دو خطبه مشهور او در بازار کوفه و مجلس یزید و نیز گفت و گویش با پسر زیاد بن ابیه شناخت براستی این بلاغت و شهامت از یک بانوی داغدیده و مصیبت رسیده با آن همه صدمات و گرسنگی ها و تشنگی ها و بی خوابی ها و ناملایمات ، جز کرامت چیز دیگری نیست به گفته یکی از اساتید – رحمة الله تعالی علیه – بدون نیروی الهی و مدد غیبی مقدور نیست .
هنگامی که زینب سلام الله علیها آن سخنرانی پرشور و بلیغ و جالب را در میان آن جمعیّت دهها هزار نفری بازار کوفه ایراد فرمود مردم حیرت زده به هم نگاه می کردند و دستها را به دندان می گزیدند . راوی آن خطبه نقل می کند پیرمردی که در کنار من ایستاده بود تحت تأثیر سخنرانی دختر امیرالمؤمنین چنان می گریست که ریشش از اشک چشمش تر شده بود و دست به سوی آسمان بلند کرده و می گفت : پدر و مادرم فدای ایشان که سالخوردگانشان بهترین سالخوردگان و خردسالان ایشان بهترین خردسالان ، و زنانشان بهترین زنان ، و نسل آنها والاتر و برتر از همه نسلها است .
کُهُولُهُم خَیْرُ الکُهُولِ وَ نَسْلُهُم اِذا عُدَّ نَسْلٌ لایَبُورُو لایُخْزی
و هنگامی که زینب سلام الله علیها در برابر آن مرد پلید و جنایتکار یعنی پسر زیاد قرار گرفت چنان پاسخ فصیح و بلیغی به او داد و بدینوسیله چنان مشتی به دهانش کوبید که آن دشمن غدّار و رذالت پیشه ، با همه عداوتی که نسبت به آن خاندان پاک و مطهّر داشت نتوانست تعجّب خود را از آن همه شیوایی و رسایی سخن آنهم در قالب الفاظی با آن زیبایی و ایجاز پنهان دارد و با تبدیل عنوان فصاحت که یکی از کمالات بزرگ به شمار می رود به عنوان سجعگویی و شاعری ، با تحقیر گفت :
« اِنَّ هذِهِ لَسَجّاعَة ، وَ لَعَمْری لَقَدْ کانَ اَبُوها سَجّاعاً شاعِراً »
[براستی که این زن در هنر سجعگویی زبردست است ، پدرش نیز سجعگو و شاعر بود .]
زینب سلام الله علیها نیز در پاسخش فرمود :
«ما لِلْمَرأةِ وَ لِلسَجاعَة ، اِنَّ لی عَنِ السّجاعَةِ لَشُغْلا ، وَ لکِنْ صَدْری نَفَثَ بِما قُلْتُ »
[ زن را با سجعگویی چه کار ؟ مرا بدان دلبستگی نیست ، و آنچه شنیدی سوز سینه ام بود که بر زبان جاری شد!]
آنچه در این باره بیشتر جلب توجّه می کند و عظمت دختر امیرالمؤمنین علیه السّلام را بهتر و بیشتر جلوه گر می سازد این مطلب است که زینب سلام الله علیها نزد هیچ معلّمی این علم را فرا نگرفته بود و برای یادگرفتن آن آموزگاری ندیده بود ، بلکه بهره ای الهی و کمالی ذاتی بود که خدای تعالی به او عطا کرده و عنایت فرموده بود و {ذلِکَ فَضْلُ اللهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ} .
و این هم بخشی از گفتار «محمّد غالب شافعی» یکی از نویسندگان مصری که در شماره 27 سال اوّل مجله «الاسلام» گفته است :
« یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب ، و از بهترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوا ، آینه سرتا پا نمای مقام رسالت و ولایت بوده حضرت زینب دختر علی بن ابی طالب «کرم الله وجهه» است که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند او از پستان علم و دانش خاندان نبوّت سیراب شده بود تا آنجا که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی به شمار می رفت ، و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت در تدبیر کارها در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال ، و سیرت و صورت ، و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود شبها در حال عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزکاری معروف بود .

منبع : کتاب زندگانی حضرت زینب سلام الله علیها/حجّة الاسلام والمسلمین آقای رسولی محلاتی

 

تهیه کننده : حسین صفر پور کلاس دوم آموزشگاه

منبع: http://www.abdulazim.com      و      www.iaut.ac.ir/,

 

عالي بسيارخوب متوسط ضعيف

اين سايت تا كنون 402026 بازديدكننده داشته است
© تمامی حقوق این پایگاه
متعلق به موسسه فرهنگی آموزشی
امام حسین علیه السلام می باشد